سرآمد
و با معرفي بهترين و
معتبرترين سايت هاي درج آگهي و تبليغات آنلاين به صورت
نموداري و مستند و استناد به محتويات خود سايت هاي آگهي اقدام به رتبه بندي اين سايتها نموده است
درج آگهیدر صورتيکه قصد درج آگهي در اينترنت را داريد ما به شما بازديد از اين وبلاگ را که تمام سايتهاي آگهي را بررسي و تحليل آمارري نموده است توصيه مي کنيم
لغت سئو معناي فارسي ندارد و سرنام کلمات لاتين آن است
و چون در مبحث «SEO چيست؟» به آن پرداخته شده در اينجا مبحث را به اين سمت که
انتخابات
كانديدا , كانديداها , نامزد , نامزدها , انتخابات 84 ,
ايران , مناظره
phpclasses.ir all about php ,classes and phpclasses ,
همبستگي , مشاركت عمومي
, جوانان , عكس , ويژگي ها ,ويژگيها ,تحليل ها , مقاله ,
انتقاد
مشاهده اخبار
فروش.تخصصی.لینک و
افزایش.رنکینگ
گوگل و
گوگل.فارسی
مرورگر.گوگل
گوگل.ادسنس ، گوگل.ریدر ،
گوگل.دسکتاپو
آنالیزر.گوگل
وبلاگ.گوگل
سرویس.های.گوگل
سایت.مپ
error.access
نقص سئو در وبلاگهاي ايراني مي بريم و انشالله در آينده بحث را جامعتر و کاملتر پيش مي بريم
بهترين ليگ برتر فوتبال سئو seo is easy دوستانه خبرنگار ايراني xdebug
هاست فایندر
| ||||||||
با توجه به نحوه تغییر و تحولی که در تکنولوژی و نیازهای انسانی در شرف وقوع است، در دهههای آینده از حساسیت و حرارت بعضی از رشتهها و شغلها کاسته و بعضی از رشتههای دیگر اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد. بنظر من با توجه به فاکتورهای مختلف، در حوزههای وابسته به علوم و مهندسی رشتههای زیر در زمره رشتههای پر نیاز و راهبردی در دهه بعد خواهند بود.
1. مهندسی نرم افزار
2. مهندسی شیمی
3. مهندسی سیستمها
4. مهندسی ژنتیک
5. بیوتکنولوژی
6. ریاضیات کاربردی
7. مهندسی نانوتکنولوژی
8. نورو ساینس (neuroscience) و کاگنتیو ساینس (Cognitive science)
البته این لیست به این معنی نیست که رشتههای دیگر مورد نیاز نخواهند بود یا تحولاتی در رشتههای دیگر انجام نخواهد شد. نکته اصلی این است که برای افرادی با تخصص و مهارت در این رشته ها فرصتهای شغلی بمراتب بیشتری در مقایسه با رشتههای دیگر وجود خواهد داشت. این امر عموماً به دو دلیل اتفاق خواهد افتاد.
* در دو دهه آینده سخت افزار یا زیر ساخت سیستمها (الکترونیکی، کامپیوتری، مکانیکی، سازهای و غیره) در سطوح جزئی تا حد زیادی به سمت واحدهای استاندارد میل خواهند کرد و بخش بزرگی از فعالیتها در نحوه ترکیب این اجزاء برای ایجاد سیستمهای بزرگتر متمرکز خواهد شد. در زمینه علوم کامپیوتری این مساله با سرعت بیشتری انجام خواهد شد و برنامه ریزی و ایجاد الگوریتمهای هوشمندتر تمرکز اصلی در زمینه IT خواهد بود. نتیجه این تحول نیاز فوقالعاده به مشاغلی مانند مهندسی سیستمها، مهندسی نرم افزار و ریاضیات کاربردی خواهد بود.
* با بالارفتن قابلیتهای تکنولوژیکی در شاخههای مهندسی شیمی و مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی، تغییرات عمدهای در رمزگشایی کدهای ژنتیکی و ریشه یابی و درمان بیماریها انجام خواهد شد. بعلاوه تحولات تکنولوژیکی در زمینه نانوتکنولوژی،نوروساینس و علوم محاسباتی بستر لازم برای حمله و تسخیر آخرین دژ فتحنشده در بدن انسان یعنی مغز و فرآیند تفکر و شناخت (cognition) را فراهم خواهد کارد.
در مجموع به نظر من در دو دهه آینده دو زمینه نرم افزار (شامل علوم محاسباتی، مدیریت دیتا، و الگوریتمهای هوشمند) و بیوتکنولوژی (بیو شیمی، ژنتیک، نوروساینس) بیشترین رشد و پیشرفت را تجربه خواهند کرد.
در سال هاي پـيـش پزشکان بـراي شنـيـدن صداي قلب بيماران مشکلات زيادي
داشتـنـد ، آنها مجبور بودند گوش خود را روي سينه بيمار بگذارند تا
بتوانند صداي قلب او را بشنوند . اما اين روش در خيلي موارد ناموفق بـود .
چاقي زيـاد بعضي از بـيـماران مانع رسيـدن صداي قلبشان بـه گوش پزشک مي شد
. گاهي هم بـوي بد ناشي از عرق بدن بعضي از بيماران موجب ناراحتي پزشکان
مي شد .

يک روز پزشک جواني به نام دکتر « لائنگ » هنگامي که بـراي ويزيت بيمارش مي رفت ، کودکاني را ديد که با تکه چوبي بازي مي کردنـد . يکي از بچه ها يک سر چوب را به گوشش چسبانده بود و ديگري با زدن ضربه به سر ديگر چوب بـه او علامت مي داد . بـچـه ها خوشحال و خـنـدان باهم بازي مي کردنـد اما نمي دانـستـنـد بازي آنها ممکن است منشا پيشرفت بزرگي در علم پزشکي باشد .
دکتر پس از مشاهده بازي بچه ها به عيادت بيمارش رفت . فکري بـه ذهن او خطور کرده بـود که موجب شد براي شنيدن صداي قلب بيمارش ، به جاي گذاشتن سر بر روي سينه بيماري کاغذي را به صورت لوله استوانه اي درآورد و يک سر لوله را به روي سينه بيمار گذاشت و گوش خود را به سر ديگر لوله نزديک کرد .
دکتر لائنگ صداي قلب بـيـمار را به خوبي مي شنـيـد حتي بسيار واضح تـر از قـبـل . او ايـن کار را چندين بـار تـکرار کرد حتي محل قـرار دادن لوله را هـم تـغيـيـر داد اما بـاز هـم صداي قسمت هاي مختلف را به خوبي مي شنيد .
به اين ترتيب يک بازي کودکانه موجب شد اولين قدم براي ساختن گوشي طبي « استتوسکوپ » بـرداشتـه شـود . بـعـدهـا اقـدامات بيشتـري بـراي کامل شدن گوشي طبي انجام گـرفـت و لوله کاغذي بـه گوشي مدرني تبديل شد که پزشکان از آن بـراي معاينـه ما استفاده مي کنـنـد .
همه ما از كودكي وقتي در بازيهاي كودكانه اداي دكترها رو در ميآورديم حتما چيزي شبيه گوشي دكتر ها يا همون stethoscope رو بايد به گوشها مون ميزديم و مثلا مريضمون رو معاينه ميكرديم ؛ اما اين stethoscope چگونه اختراع شد؟
زمستان
![]()
![]()
![]()
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
کسی سربرنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد نتواند
که ره تاريک و لغزان است .
وگر دست محبت سوی کس يازی
به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است.
نفس کز گرمگاه سينه می آيد برون ابری شود تاريک
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس کاينست ، پس ديگر چه داری چشم
زچشم دوستان دور يا نزديک.
مسيحای جوانمرد من ! ای ترسای پير پيرهن چرکين !
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم ، من ، ميهمان هر شبت ،لولی وش مغموم
منم ، من ، سنگ تيپا خورده رنجور
منم ، دشنام پست آ فرينش ، نغمه ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشای در، بگشای ، دلتنگم.
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.
تگرگی نيست ، مرگی نيست
صدايی گر شنيدی ، صحبت سرما و دندان است.
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گويی که بيگه شد ، سحرشد ، بامداد آمد؟
فريبت می دهد ، بر آسمان اين سرخی بعد از سحرگه نيست.
حريفا ! گوش سرما برده است ، اين يادگار سيلی سرد زمستان است.
و قنديل سپهر تلگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است.
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يکسان است.
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان ،
نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،
درختان اسکلتهای بلور آجين ،
زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،
غبارآلوده مهر و ماه ،
زمستان است...
متن زير بااندکي تغيير از نوشتهء علي درخشي برگرفته از سايت راويان میباشد.
………………….« بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق، تر است» «س.سپهري»
به سراغ سهراب مي رويم، نرم و آهسته كه چيني تنهائياش ترك بر ندارد!
سهراب
سپهري، 15 مهرماه سال 1307 در شهر كاشان به دنيا آمد. او سومين فرزند
خانوادهء اسدالله سپهري و فروغ سپهري است. منوچهر، همايوندخت، سهراب،
پريدخت، و پروانه. پدرش اسدالله سپهري كارمند اداره پست و تلگراف بود و به
هنر و ادب علاقهاي وافر داشت.
نقاشي ميكرد، تار ميساخت، تار هم
ميزد، خط خوبي هم داشت.سهـراب در سالهـاي نوجوانـي پـدرش را ازدســت داد.
دريكـي از شعرهاي دورهء جواني -”خيـال پـدر”، كـه يك سال بعد از مرگ او
سرودهاست- از پدرش يادكـردهاسـت:
…………………………………..در عالــم خـــيال به چشــم آمـــدم پــــدر
…………………………………..كزرنج، چون كــمان قد سروش خميده بود
…………………………………..دستي كشيدبرسرو رويم به لـطف و مهر
…………………………………..يك سال ميگــذشت، پسر را نديده بــود
مادر سپهري “فروغ ايران” بعد از فوت شوهرش فرزندانش را بزرگ كرد و سهراب او را بسيار دوست مي داشت.
…………………………………………مــادري دارم ، بهتر از برگ درخت
“فروغ سپهري” در هنگام مرگ فرزندش زنده بود و در سنين بـالاي نـود، دراوايل خردادماه ۱373 درگذشت.
سهراب
خود ميانگاشت كه دوران كودكي بسيار خوبي داشته است. دورهء كودكي وي در
كاشان گذشت. دورهء ششسالهء ابتدايـي را در دبستان خيام اين شهـر
گذرانيـد. نقاشي مي كرد، شعر هم مي گفت، خط او نيز خوب بود. سپهري درباره
دوره دبيرستان، مينويسد:
«دبستان به سر رسيد و من به دبيرستان پا
نهادم راه من از خانه به سويي ديگر مي كشيد. از كوچههايي ديگر ميگذشت،
تا به مدرسه ميرسيد. حياط مدرسه ديگر آن نبود. برنامه آن نبود. معلماني
ديگر بودند. اما سستي عناصر تعليم همان بود و بي منظوري تربيت همان.
آموختن به حافظه سپردن بود و غايت نمره گرفتن. كلاس از زندگي بيرون بود».
اندكي بعد از اتمام دوره دو ساله دانشسراي مقدماتي به استخدام اداره فرهنگ كاشان (اداره آموزش و پرورش) در آمد.
سهراب
تحصيلاتش را در رشته نقاشي ادامه داد و ليسانس خود را از دانشكده هنرهاي
زيباي دانشگاه تهران دريافت كرد (سال 1332). چهار سال بعد وي فرصت پيدا
كرد تا به غرب سفر كند. بعد از سفر به پاريس توانست در دانشكده هنرهاي
زيباي پاريس, به رشته ليتو گرافي مشغول شود و در عين حال، موزه ها و
گالريهاي نقاشي آنجا را نيز ببيند. سپس به لندن و رم سفر كرد و در سال
1337 به تهران بازگشت. مي توان گفت سپهري در تمام مدت زندگي خود در سفر
بوده است. اما وي در اين سالها به سرعت، بهسوي مرگ پيش ميرفت. بيماري
سرطان خون او را هر روز نحيف تر و رنجور تر ميساخت. در سال 1358 به
بيمارياش پي برد و براي درمان به انگلستان رفت، ولي بيماري بسيار پيشرفت
كرده بود. در اواخر عمرش بسيار ضعيف شده بود ولي هنوز ياراي حرف زدن داشت
و مي گفت: هنوز خيلي كار دارد! سپهري مي دانست كه ديگر فرصتي براي زنده
ماندن ندارد اما با روحيهاي آرام و دلي سرشار از اطمينان، يك لحظه در
ايمان و اميد خويش تزلزل و ترديدي راه نداد و سرانجام در روز اول ارديبهشت
ماه 1359، به ابديت پيوست. روحش شاد. آرامگاه وي در صحن «امام زاده سلطان
علي دهستان مشهد اردهال» قرار دارد.
اولين كتاب وي «مرگ رنگ» ، در سال
1330 و بعد از آن به ترتيب منظومه هاي «زندگي خواب ها»، «آوار آفتاب»،
«شرق اندوه»، «صداي پاي آب»، «مسافر»، «حجم سبز» و بالاخره آخرين مجموعه
شعر او «ما هيچ، مانگاه»، منتشر شد. او در آثار بزرگان ادب گذشته همانند
فردوسي، سعدي، حافظ، سنايي، عطار، مولانا، ناصر خسرو، انوري، خاقاني،
نظامي و امثال اين بزرگان تأملي عميق داشت و خوب ميخواند و خوب تجزيه و
تحليل ميكرد. سهراب در آثار شاعران معروف سبك هندي (اصفهاني) نظير صائب،
كليم و به خصوص بيدل هندي نيز مطالعاتي همه جانبه داشت. به هر حال زبان
ساده و صميمي، بيان عاطفي و حسآميزي و تركيب رنگ و تصويرهاي زيبا، همراه
با ديد خوش بينانه و آرمان خواه، اعتقاد به آينده اي روشن، اميد به رهايي
و پيوستن به جهان مينوي پاك به دور از كينهها و بي عدالتيهاي اجتماعي و
مادي همه و همه از ويژگيهايي است كه از شعر سپهري، شعري ميسازد دلنشين و
خوشايند و براي شاعر شهرت و محبوبيتي فراهم ميآورد كه در بين معاصرين
نصيب كمتر شاعري شده است.
سپهري در سال 1355 تمام هشت دفتر و منظومـه
خـود را در هشت كتـاب گرد ميآورد كه در سال بعـد بـه وسيلـهء انتشـارات
طهـوري انتشـار مييابد. اين كتاب مـورد تحليـل و نقـد بسيـاري قـرار
ميگيـرد. چه او را شاعر بزرگي بدانيم يا نه، ديوان شعر او پس از انقلاب،
بعد از ديوان حافظ پرفروشترين دفتر شعر پارسي بودهاست.
